<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>This is the very last time</title>
<link>https://unsaidpart2.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 05 Sep 2026 13:27:38 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://unsaidpart2.blogfa.com/post/118</link>
<description>برای چند دقیقه با دخترعمه‌ام که از زمان دبیرستان ندیده بودمش هم‌کلام شدم. هر جمله‌ای که تموم میکرد و بعد جمله‌ی دیگه‌ای رو بهش وصل میکرد باعث شد با خودم فکر کنم من چه خری بودم با این مدرسه میرفتم و دوست بودم. یعنی تمام مدت با دهن باز داشتم نگاهش میکردم و از مغزم کمک میخواستم یه چیزی بهم برسونه که در جواب بهش بدم، ولی فقط این جمله‌ی فیبی به خواهر جویی تو ذهنم مدام تکرار میشد که اصلا i don&apos;t know how to talk to you.</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2026 13:27:38 +0330</pubDate>
<dc:creator>unsaidpart2</dc:creator>
<guid>unsaidpart2.blogfa.com/post/118</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://unsaidpart2.blogfa.com/post/117</link>
<description>دو سال پیش تو اینستا یه ریلز دیدم که یه مرده تو یه فضای خیلی گاتیک و دارک داشت یه مطلب خیلی بامزه تعریف میکرد. داستان هیچی، فضای اتاق خوابشم هیچی، حتا خود یارو هم که خوش قیافه و بامزه بود هیچی، گیر داده بودم به صداش. صداش خیلی خیلی خوب بود. میگفتم وا خب این چرا هیچ بندی نداره و چرا بجای این کارا که صداش هیچ دخالتی توشون نداره خوانندگی نمیکنه. تا اینکه چندی پیش لطف خدا شامل حالم شد و چندتا سینگل ازش شنیدم و اینطوری بود که با swarm آشنا شدم.</description>
<pubDate>Wed, 02 Sep 2026 21:59:53 +0330</pubDate>
<dc:creator>unsaidpart2</dc:creator>
<guid>unsaidpart2.blogfa.com/post/117</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://unsaidpart2.blogfa.com/post/115</link>
<description>پنج سال پیش گفتم این بچه بزرگتر بشه و تو خوابیدن مستقل شه من دیگه راحت میشم. میتونم مثل آدمای دیگه شبا هشت نه ساعت بخوابم. باز دو سال پیش گفتم حالا این یکی تو خوابیدن مستقل شه میتونم بخوابم. مستقل شدن. خیال کردم راحت شدم. فقط اینکه شش صبح بیدار میشن گند زده به همه‌چی.</description>
<pubDate>Wed, 02 Sep 2026 06:32:04 +0330</pubDate>
<dc:creator>unsaidpart2</dc:creator>
<guid>unsaidpart2.blogfa.com/post/115</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://unsaidpart2.blogfa.com/post/114</link>
<description>دارم تلف میشم از اینهمه حسرتی که تو زندگیمه و انگار اگه نخورمشون میسوزم.</description>
<pubDate>Mon, 31 Aug 2026 08:29:53 +0330</pubDate>
<dc:creator>unsaidpart2</dc:creator>
<guid>unsaidpart2.blogfa.com/post/114</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://unsaidpart2.blogfa.com/post/111</link>
<description>امروز بعد از چندین ماه راه افتادم تو شهرک که دو قدم پیاده‌روی کنم. هنوز کوچه رو دور نزده بودم که پاهام قفل شدن. صدبار خواستم بشینم. یهو به خودم اومدم دیدم خم شدم و دستمو گذاشتم رو زانوم و دارم جون میکنم پله ها رو برم بالا. پیر شدم. اونجا که سوفی میگه خوبه حدقل دندونام سالمن. منِ خر دندونامم پوسیده.</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2026 21:51:10 +0330</pubDate>
<dc:creator>unsaidpart2</dc:creator>
<guid>unsaidpart2.blogfa.com/post/111</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://unsaidpart2.blogfa.com/post/106</link>
<description>بابابزرگم دوتا مرغ خریده. اسم نوه‌هاشو گذاشته رو مرغا. داشت میگفت امیرحسین تخم گذاشته ولی ثمین هنوز نه :)))</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2026 19:33:29 +0330</pubDate>
<dc:creator>unsaidpart2</dc:creator>
<guid>unsaidpart2.blogfa.com/post/106</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://unsaidpart2.blogfa.com/post/105</link>
<description>آقاهه اومد خونه برای سیم‌کشی کولر. فیوز عوض کرد رفت پایین اومد بالا. یک ساعت طرح و برنامه میریخت که از کجا سیم رد کنیم و داکت بذاریم و درنهایت نتیجه این شد که اصلا نیاز به سیم‌کشی نداریم و اشکال از موتور کولره که سوخته. من که دست و پامو گم کردم و کلی شرمنده شدم اومدم عذرخواهی کنم و بگم دستمزد هرچی توافق کرده بودیم همونو بگیر دیدم اونم با خجالت و شرمندگی گفت ببخشید وقتتونو گرفتم خوب شد داکت ها رو نزدیم به دیوار.</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2026 06:56:30 +0330</pubDate>
<dc:creator>unsaidpart2</dc:creator>
<guid>unsaidpart2.blogfa.com/post/105</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://unsaidpart2.blogfa.com/post/104</link>
<description>چند درصد احتمال داره ته سیگار تو این هوا وسط باد و بارون و رعد و برق و زلزله و بمب و موشک مستقیم بره بیفته تو اتاق خواب همسایه طبقه پایین؟ صفر؟ نه نه همین الان صد درصد اتفاق افتاد.</description>
<pubDate>Fri, 28 Aug 2026 22:23:25 +0330</pubDate>
<dc:creator>unsaidpart2</dc:creator>
<guid>unsaidpart2.blogfa.com/post/104</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://unsaidpart2.blogfa.com/post/103</link>
<description>ارپاد تو گوش وایسادم جلوی آینه و دارم به خودم نگاه میکنم و میگم سرتو بگیر بالا ما داریم توکیو بلید گوش میدیم.</description>
<pubDate>Thu, 27 Aug 2026 21:09:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>unsaidpart2</dc:creator>
<guid>unsaidpart2.blogfa.com/post/103</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://unsaidpart2.blogfa.com/post/102</link>
<description>ساعت ده برق میره و از هشت و نیم ثبت سفارش کردم و حالا تأخیر هم خورده یعنی بعد از قطع برق پیک میرسه و اصلا کی پنج طبقه رو به خاطر یه پنیر خامه‌ای و فلفل دلمه‌ای میاد بالا؟ دلم میخواد خریدا رو بردارم ببرم تو سوپر مارکت و محکم بکوبم تو صورت فروشنده و نارضایتی‌مو اینطوری نشون بدم. پشتیبانی آشغال به هیچ دردی نمیخوره و حرصم خالی نمیشه و فحش هم تأیید نمیکنن.</description>
<pubDate>Thu, 27 Aug 2026 06:30:24 +0330</pubDate>
<dc:creator>unsaidpart2</dc:creator>
<guid>unsaidpart2.blogfa.com/post/102</guid>
</item>
</channel>
</rss>
