امروز بعد از چندین ماه راه افتادم تو شهرک که دو قدم پیادهروی کنم. هنوز کوچه رو دور نزده بودم که پاهام قفل شدن. صدبار خواستم بشینم. یهو به خودم اومدم دیدم خم شدم و دستمو گذاشتم رو زانوم و دارم جون میکنم پله ها رو برم بالا. پیر شدم. اونجا که سوفی میگه خوبه حدقل دندونام سالمن. منِ خر دندونامم پوسیده.
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور ۱۴۰۵ ساعت توسط میسیز