هوا خیلی خیلی پاییزه، چای دوباره میچسبه و سرما رفته تو تنم. همهی آهنگ های دنیا رو دوست دارم و میخوام به همشون یه فرصت دوباره بدم. دوست دارم واتپد رو باز کنم و توش بمیرم. انقدر احساساتیام که حس میکنم میتونم تا خرخره بنویسم، اما خستم، پاشنه پام انگار داره ساییده میشه، از صبح همهچی و همهجا رو با سفیدکننده شستم، از بس سر سینک وایسادم که گردنم گرفته، و انقدر دلم میخواد بخوابم که اصلا گوه تو بزرگسالی و مادر بودن.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور ۱۴۰۵ ساعت توسط میسیز