دیروز ثمین رو دیدم. ثمین ۲۰ سالشه و خیلی تر و تازه‌ست و موهاش بلنده و خوشگله و تازگیا خیلی نگاهش میکنم. از بچگی سنتور میزد و الان عکاسی میخونه و نقاشی میکشه، مجسمه سازی و خطاطی هم بلده. تحسینش میکنم. اخلاقش هم خوبه. هیچوقت ندیدم عصبی بشه یا داد بزنه. خیلیم مهربونه. عاقله و اصلا شبیه بقیه‌ی بیست ساله ها یا حدقل اونایی که من میشناسم نیست. چیزی که ناراحتم کرد این بود که ناخن میجوید و پوست بغل ناخناشو میکند. فکر کنم تنها خروجی خشم و اضطرابش همین رفتارشه و این منو ناراحت میکنه.