چرا دیگه نمینویسم؟ چون دیگه کسی نیست که بدم بخونتشون. کسی هم نیست که ازش قایم کنم و بعد اصرار کنه و الکی مثلا مجبور بشم بدم بخونه. حتا آدم خیالیای هم توی سرم نیست که فکر کنم خب اگه الان کاف بود چی میگفت! سین چطور؟ آدما از همهجا رفتن. از توی سرم از فکرم از زندگیم از دورو برم.
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۵ ساعت توسط میسیز